نميدونم كه حرفهاي سه شنبه خامنه اي در مورد مذاكرات اتمي را شنيديد يا نه؟ ولي طوري ضد ونقيض حرف ميزد كه هر باندي ميتونست متناسب با موضع بانديش قسمتهاي كه مطابق با سليقش بود رو تيتر روزنامه هاش كنه، حرفهاي مثل «اتمام حجت هستهای»، «خطوط قرمز پابرجاست»، «تحریم های مالی و بانکی باید هنگام امضای توافق لغو شود» و «آمریکا بهدنبال نابودی صنعت هستهیی ایران است»،در مقايل روزنامههای باند رفسنجانی كه اين عبارات خامنه اي رو تيتر كرده بودن
«میتوان بر اساس عقل و محاسبه عقب گردهایی نیز داشت»، «دفاع از تیم هستهای»، «همه مسؤلان ایران بهدنبال توافق خوب، منصفانه و عزتمندانه هستند»، «حمایت جانانه از تیم هستهای» و «حمایت دوباره از تیم هستهای» كه دقيقا 180 درجه متفاوت با اظهارات قبليش بوده
البته با اينكه همه اشراف د ارن كه تصميم نهايي به نظر شخص خامنه اي بستگي داره اما آنقدر متفاوت و ضدو نقيض حرف زد كه بالاخره تصوير روشني به مخاطباش نداد .
ولي واقعاچرا حرفهای خامنهای اونم يه هفته مونده به ضرب الاجل اتمي چنین واکنش متضادي را حتي در درون خود رژیم ايجاد كرده ؟
چون از یک طرف نه ميتونه و نه ميخواد كه از «بمبسازی» دست برداره و از طرف دیگر مجبوره برای پایان تحریمها يکه گلوی نظامش رو با قدرت تمام داره فشار ميده راهی پيدا كنه . براي همينه كه در مقابل دلواپسان که جزیی از باندشن ، بهشدت ضعیف و فشار پذیر شده
در چنین شرايطي كاملا روشنه كه نهایتاً هر تصمیمی که بگیره، چه خوردن زهر و چه تلاش برای کش دادن گفتگوها، همه بحرانها را بیش از پیش تشدید ميكنه ،پس
مجبوره بين «مرز سرخ» و «عقبگرد» بندبازی كنه
No comments:
Post a Comment